ميرزا محمد حيدر دوغلات
743
تاريخ رشيدى ( فارسي )
( تيمور بيگ ، 4 ، ص 207 . همچنين ر . ك : بابرنامه ، ص 1 . در اينجا شايد بتوان گفت كه اشكال مختلف فنا كند ، فناكت ، و بناكت ، بدون ترديد بر يك محل دلالت دارد ، زيرا صادق اسپهانى ( ص 78 ) طى يادداشتى مىگويد كه بناكت ، شاهرخيه نيز ناميده مىشود . ( 344 ) . با در نظر گرفتن اظهارات مختلف ، شايد بتوان اين نام را به صورت جينبوج يا چينبوج خواند ، و به اين ترتيب احتمالا مىتوان آن را به جاى چينبوجى مورد نظر دوسون ( 1 ، ص 168 ) كه اين بخش نيز به آن اشاره دارد ، قرار دارد . به گفته برتشنيدر ( 1 ، ص 231 ) اين كلمه نام رودخانهايست در تركستان ، اما اگر نزديك بلاساغون باشد ، بايد در منتهى اليه شمال شرقى آن خطه - نزديك قسمت علياى چپ شعبات چو - قرار گيرد ؛ زيرا بلاساغون ( يا شايد به عبارت بهتر ، بلاساقون ) به احتمال بسيار زياد در ميان اين شعبات قرار داشته است . ( 345 ) . كلمه ترسا در اينجا ، مسيحى ترجمه شده زيرا هرگاه اين كلمه به نايمان اطلاق گردد به احتمال زياد همان معنى منظور مىگردد . اما اين اصطلاح در مورد بودائيان ، زرتشتيان و بتپرستان به كار مىرود . همچنين ممكن است اين كلمه در نزد مسلمانان به معنى مذاهب غيراسلامى بوده باشد . شواهد زيادى حاكى از حضور مسيحيان نسطورى در سدههاى دوازدهم و سيزدهم در ميان نايمان و اويغورهاى ديگر است ، اما با قاطعيت نمىتوان گفت كه جوينى در توصيف اين محل آنان را « اكثر مسيحى » قلمداد كرده باشد . شايد منظورش اين بوده كه آنان اكثرا بودايى هستند ؛ در هر صورت نمىتوانسته اين كلمه را براى بتپرستان به كار برد ، زيرا جمله بعدى - دختر را التزام كرد تا او نيز بتپرست شد و از ترساى انتقال كرد - در تأييد اين مطلب است . بنابراين بسيارى از مذاهب ، خارج از اين عبارت قرار مىگيرند - چه آتشپرست نمىتواند در رابطه با نايمانها مورد نظر باشد . ترسا نمىتواند به غير از مسيحيت يا آيين بودايى ، مذهب ديگرى را دربرگيرد . با اين حال در ميان مسلمانان ، آيين بودايى و بتپرستى ، مثل هم تلقى شده و به يك اسم مسمى گرديدهاند . اگر بتوان احتمال داد كه اين معنى مورد نظر جوينى بوده ، در آن صورت ترسا را نمىتوان به غير مسيحى چيز ديگرى ترجمه كرد . بنابراين از هر نظر احتمال دارد كه كلمات مسيحى و مسيحيت ، ترجمهء عبارت مورد نظر مؤلف باشد و از اين رو سهم مهمى در تأييد اين مطلب دارد كه ( 1 ) نايمانها براستى « اكثرا مسيحى » بودهاند ، و ( 2 ) اصطلاح ترسا ، حقيقتا براى مسيحيت كاربرد داشته است . به گفته دكتر برتشنيدر ، مطران پالادى ) suidallap etardamihcra ( ( در يكى از نشريات روسى ) مىگويد كه « تاى ساى ترجمه چينى ترساست كه در زمان ساسانيان ، ايرانىها آن را در تعريف مسيحيان و گاهى نيز آتشپرستان و مجوس به كار مىبردند . هيثون ارمنى در ذكر ممالك آسيايى ( موجود در سده چهاردهم ) براى مملكت يوغورها ( اويغورها ) صريحا نام ترسه [ در تركى به جاى ترسا ، ترسه خوانده مىشود . ( م ) ] را به كار برده است . جان اهل مونته كاروينو از يادداشتى سخن مىگويد كه تقريبا در همان ايام در پكن در خصوص ويژگىهاى ترسايى نوشته شده و منظور از آن يادداشت را علنا در ارتباط با ادبيات اويغورى مىداند . » اگر چه اين نام را در مورد ملت اويغور نيز به كار برده اما منظورش احتمالا فقط مسيحيت آيين بودايى بوده زيرا هر دو مذهب در ميان آنها متداول بود . دوسون در توضيحاتى در جهانگشاى جوينى اظهار مىدارد كه مسيحيان ( سده سيزدهم ) را مغولها اريون [ ارغون ] مىناميدند ، و راهبان بودايى نيز به توئينها شهرت داشتند . همچنين به گفتهء وى منظور روبروك از بودائيان معمولا توئينها هستند ، و مىافزايد ، توئينها در واقع نام مغولى است براى روحانيون بودايى . همچنين به گفته وى اورپليان ) nailepro ( نويسنده ارمنى اظهار داشته كه روحانيون مسيحى به ارخايون [ ارغون ] شهرت داشتهاند . اين تعريفها حاكى از اختلافات قابل فهمى در ميان مسيحيت و آيين بودايى موجود در نزد مغولهاست ، اما در مورد مسلمانان ، موضوع به اين سادگى نيست . در حال حاضر در لاداخ ، ارغون به معنى « دو رگه » استعمال مىشود و در دورهء پولو نيز در شمال غرب چين به همين معنى به كار